بابا صفرى

322

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

نوشته‌ايم و با استدلال منطقى آورده‌ايم كه « . . . از آنجا كه دانشمندان زردشت‌شناس زمان ظهور او را حداقل سى قرن قبل از اين تاريخ ميدانند ميتوان گفت كه اين شهر بيش از سه هزار سال سابقه دارد » ولى آقاى به‌آذين يك جملهء شرطى را كه ما چنين نوشته‌ايم « اگر قول فردوسى و صاحب معجم البلدان و ديگران را بپذيريم و بناى اردبيل را در عهد فيروز ساسانى بدانيم اردبيل در تاريخ تنظيم اين مجموعه شهر 1470 ساله‌اى خواهد بود » منجزا بمؤلف نسبت داده نوشته است « مؤلف تاريخ بناى اين شهر را در عهد فيروز ساسانى ذكر مىكند و نتيجه ميگيرد كه در حال حاضر 1470 ساله مىباشد » . 6 - دو نفر از مورخان قديم ، اصطخرى و مقدسى نوشته‌اند كه بازار اردبيل در زمان آنها به شكل صليب بوده و چهار دروازه داشته است . ما در صفحهء 55 هنگاميكه به مسجد جامع قديم اردبيل اشاره كرده‌ايم نوشته‌ايم كه اصطخرى بازار را بدان شكل و مسجد را در وسط بازار ذكر كرده است و در جاى ديگر يعنى صفحهء 111 هنگامى كه قول مورخان قديم را نسبت باردبيل آورده‌ايم دربارهء مقدسى گفته‌ايم كه او هم مثل اصطخرى بازار را به شكل صليب و مسجد را در وسط آن دانسته است . در اشاره به وضع اجمالى جغرافيائى اردبيل نيز ، در آنجا كه مربوط ببارندگى در آن شهر است ، يعنى صفحه هشت ، گفتهء صاحب عجائب البلدان را نقل كرده نوشته‌ايم كه او گويد در بيرون اردبيل سنگى به وزن دويست من بود هروقت باران كم ميشد آن را به داخل شهر ميآوردند و باران ميباريد و چون آن را بدر ميبردند باران قطع ميشد . به اين مطلب در جائى كه گفته‌هاى مورخان قديم را در مورد اردبيل عنوان كرده‌ايم يعنى صفحهء 110 ، بار ديگر بمناسبت مقال اشاره كرده و قول مؤلف حبيب السير را ذكر نموده‌ايم . اين اشارت به نظر آقاى به‌آذين تكرار نامناسب تشخيص داده شده است حال آنكه مورد اشاره و ذكر آنها باهم فرق دارد و جائى كه از وضع جغرافيائى و بارندگى صحبت مىشود يا راجع بموضوع خاصى ، مثلا مسجد جامع ، مطلبى بعنوان شاهد مثال